ایمان به خدا

شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آنجا سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خداوند فقط بلد است که از ما چیز ی بخواهد، در حالی که خودش برای سبک کردن بار ما کاری نمی کند.
دیگری گفت: خوب، من هم می آیم تا ایمانم را نشان دهم.

همان شب به قله کوه رسیدند... و از درون تاریکی آوایی را شنیدند: سنگ ها ی روی زمین را بر پشت اسبان تان بگذارید
شوالیه اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، می خواهد بار سنگین تری را هم با خود ببریم! من که اطاعت نمی کنم
شوالیه دوم به دستور آوا عمل کرد. وقتی پای کوه رسید، سپیده دم بود، و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه پارسا تابید: آن سنگها الماس ناب بودند. 
استاد می گوید: تصمیم های خداوند اسرارآمیز، اما همواره به سود ماست .

مرا اینجا هم بخوانید.

/ 7 نظر / 16 بازدید
سحر

ღ___. ..___ღ•.¸ღ¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸ღ¸.• ღ___.. .___ღ مسافر خیال تو می شوم در این تکرار بی رحم تنهایی ها و فاصله ها ببین مرا که چه جاودانه برایت می میرم خزان هزار رنگ فاصله ها را به سبزی آمدنت پیوند بزن که چشمانم از سراب حضورت همیشه بارانی است بیا و کنارم بمان که من از زمستان جدایی می ترسم ღ___. ..___ღ•.¸ღ¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸¸ღ¸.• ღ___.. .___ღ سلام صبح بخير مهربون...پيشاپيش عيد غدیر رو به شما و خانواده محترمتون تبريك ميگم.دو سه روزي نيستم ولي در كلبه ام به روي شما مهربون باز...درضمن ميوه و شيريني هم براي پذيرايي محيا...حضورت در كلبه كوچكم خيلي خوشحالم ميكنه...آخرهفته قشنگي رو پيش رو داشته باشي[گل] _______________(▒)(▒)))_ ______________(▒)(█)(▒))) _______________(▒)(▒))) __ __(▒)(▒)______________(▒)(▒))) ___(▒)(█)(▒)___________(▒)(█)(▒))) ____(▒)(▒)_____(▒)(▒)___(▒)(▒))) _____________(▒)(█)(▒))) ______________(▒)(▒))) [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]

منیژه

من که ایمان دارم به این که همه ی اون چیزایی ه می خواستم و نشد همش حکمت بود یا چیزایی که نمی خواستم و شد... ایمان دارم همواره به سود ماست...

منیژه

برای عذرا جووووووووووونم [قلب][بغل][ماچ][ماچ][گل][گل]

يك دانشجوي پزشكي

موافقم!همه کارهای خدا از روی حکمت هست.[پلک]

يك دانشجوي پزشكي

ولی چه سنگ گرونی!بریم یک سنگ بگیریک جلوی آفتاب بلکم الماس شد![زبان]